هستیهستی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

کوچولویی که همه زندگی ما شد

یه عالمه اتفاق

دختر نازم این روزا با یه عالمه کارای جدید داری هی ما رو هیجان زده میکنی. موش موشک من از 27 شهریور سینه خیز میره، از 29 شهریور ماما میگه و از 4 مهر بابا هم میگه. کلی بابات و باباجون داشتن غر میزدن که چرا اول ماما میگه. بالاخره صبح 4 مهر که بابا داشت میرفت سر کار وقتی از کنار تختت رفت کنار یهو گفتی بابا و بابایی رو کلی هیجان زده کردی.  تا حالا صاف میشستی فقط اگه به اطراف مایل میشدی میفتادی. ولی امروز یهو کامل میشینی. دخترم یه روزه به هر موفقیتی نائل میشه خلاصه که ما داریم هر روز با یه چیز جدید روبرو میشیم. فکر کنم دندون در اوردن هستی خانم هم نزدیک باشه. اخه خیلی لثه هاش متورم شده و همه چیزو تو دهنش میکنه. اینم ع...
6 مهر 1392

دختر نیم ساله من

هستی زیبای من 6 ماه گذشت و من با هر روزش زندگی کردم. 6 ماه پر مشغله ولی فوق العاده زیبا. و حالا دختر ماه روی من نیم ساله شد.   دخمل کوچولوی من این ماه غذای کمکیشو شروع کرده و عااااااااااااااشق غذا خوردنه. وقتی ظرف غذا یا شیششو میبینه کلی ذوق میکنه و هرچی بهش بدم میخوره. اسمشو تشخیص میده و وقتی صداش میکنیم روشو برمیگردونه. کلا خیلی خوشرو هست و به همه میخنده. به قول مامانم مثل مامانشه حالا بفرمایید عکس:       اینم غذا خوردن دخملی   ...
26 شهريور 1392

روز دختر

هستی عزیزم تو را دختر خانوم می نامند مضمونی که جذابیتش نفس گیر است... دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا می کند و نه با اشک و افسون اما تمام اینها را هم در بر می گیرد... تو نه ضعیفی و نه ناتوان چرا که خداوند تو را بدون خشونت و زور بازو می پسندد اشک ریختن قدرت تو نیست، قدرت روح توست. (برگرفته از وبلاگ راد)   زیباترین من روز دختر مبارکت باشه. امیدوارم به خواسته هات به بهترین شکل ممکن برسی ...
16 شهريور 1392

دخترک 5 ماهه من

دختر کوچولوی من 5 ماهش هم تموم شد. روزا خیلی سریع تر از اونی که فکرشو بکنم داره میگذره و هستی من روز به روز بزرگتر و شیرین تر میشه. تو این ماه دخملم ابمیوشو شروع کرد و اب سیب و انگور و خربزه میخوره. انشالله میخوام تو این ماه هم غذای کمکیشو شروع کنم. اخه خیلی میلش به غذا هست و همش دوست داره حمله کنه به سفره تازه این ماه یه کوچولو هم تو روروئکش میشینه و حسابی باهاش بازی میکنه ولی خوب هنوز پاهای کوچولوش به زمین نمیرسه. اولین کفش دخملی هم اندازش شده اینم چند تا عکس از ماه پنجم هستی خانم   هستی با فیگور خوابش ...
29 مرداد 1392

اولین غلتیدن

  دختر زیبای  من در تاریخ 92/5/6 برای اولین بار غلت زد و یه کار جدید دیگه رو هم یاد گرفت. حالا تا میزاریمش زمین بدون معطلی میچرخه. اینم یه عکس از هستی خانم غلت زده در ضمن دخملی حسابی ددری شده و شبا اینقدر غر میزنه تا ببریمش بیرون. وقتی هم تو ماشین میشینه سریع میخوابه. ...
15 مرداد 1392

4 ماهگی دخملی

هستی عزیزم 4 ماهگیت مبارک این روزا داره خیلی سریع و زیبا میگذره و هستی من روز به روز بزرگتر و ناز تر میشه. جدیدا حسابی غریبی میکنه و من که نباشم گریه و زاری حالا اسباب بازیاشو که کنارش میزاریم میگیرتشون و باهاشون حرف میزنه. خیلی هم دوست داره بغلی بشه که سعی میکنیم نزاریم همچین اتفاقی بیفته. یه خورده هم بی قراره که فکر میکنم لثه هاش ناراحته و کلی با دندون گیرش بازی میکنه. دیروز واکسن 4 ماهگیشو زدیم، برخلاف اینکه همه میگفتن از 2 ماهگی بهتره هستی خیلی اذیت شد و دیشبم خیلی تب کرد و ساعت 2 پاشویش کردم. دخملم امروز صبح حالش بهتره و دیگه تب نداره. وزنش 6700 و قدش 65 بود که گفتن ماشاالله قدش بلنده، احتمالا دخترم قراره شاسی بل...
27 تير 1392